أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
117
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
حكمى كردى كه خداى تعالى همان حكم كرد از بالاى هفت آسمان ، بفرمود تا مردان را فرو آوردند و با مدينه بردند هفتصد مرد بودند بسرائى از سراهاى بنى النّجار فرود آوردند و زنان و كودكان را برده كردند و مالها را قسمت كردند رسول صلى اللّه عليه و آله چون با مدينه آمد بفرمود تا چند خندق بكندند و امير المؤمنين على عليه السّلام حاضر بود ايشان را بيرون آورد گروه گروه و امير المؤمنين را ميفرمود تا ايشانرا گردن ميزد و در آن خندق مىانداخت حيى اخطب « 1 » و كعب اشرف در ميان ايشان بودند كعب را گفتند كه : با ما چه خواهند كرد ؟ - گفت : داعى باز نمىايستد ؛ و هر كه از ما مىشود باز نمىآيد ؛ نيست الّا قتل ، چون حيّى اخطب « 2 » را پيش رسول صلى اللّه عليه و آله آوردند دست با گردن بسته ، رسول صلى اللّه عليه و آله در وى نگاه كرد ، حيىّ گفت : بخداى كه خود را بر دشمنى تو ملامت نكردم و ليكن هر كه را خداى مخذول كند مخذول شود و چون ويرا پيش امير المؤمنين عليه السّلام بردند گفت : كشتن مردى شريف بدست مردى شريف ؛ اين جامه به من ردها كن و مگذار كه از تن من بركنند ، امير المؤمنين عليه السّلام گفت : هو أهون علىّ من دلك ، آنگه گردن بركشيد و سر در پيش داشت تا امير المؤمنين عليه السّلام گردن وى بزد ، خزى در دنيا اين بود كه بر ايشان رفت . و روز قيامت ايشان را با سختتر عذابى باز گردانند يعنى ايشان را با عذابى سخت برند اگرچه ردّ و عود در جائى استعمال كنند كه وقتى بوده باشد امّا فعل مبتدا را هم ردّ و عود گويند و بر معنى اوّل ايشان را از عذاب دنيا كه به نسبت با عذاب آخرت اندك است و آسان است ايشان را ؛ در قيامت ايشان را بازگردانند با سختترين عذابى ؛ و خداى غافل نيست از آنچه شما ميكنيد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 86 ] أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ ( 86 )
--> ( 1 ) - در تاج العروس گفته : « و سموا حييا كسمى منهم حيى بن اخطب و غيره » . ( 2 ) - در غالب نسخ : « حيى » بدون اخطب و در تفسير ابو الفتوح : « اخطب » ( بدون حيى ) و اين استعمال شيخ ابو الفتوح ( ره ) از قبيل اطلاق نام پدر بر پسر است كه در آن زمان معمول به بوده است چنان كه در سابق به آن اشاره كرديم .